جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مرداد ۱۶, دوشنبه

روز خبرنگار و روزنامه‌نگاران زندانی



«17 مرداد»ی دیگر فرا رسید؛ روزی که به نام «خبرنگار» مهر خورده است. 14 سال پیش در چنین روزی، محمود صارمی، خبرنگار ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی) در مزار شریف هدف گلوله های جهل و کین طالبان قرار گرفت. به پشنهاد انجمن صنفی روزنامه نگاران و با همراهی و حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیدمحمد خاتمی، این روز به عنوان روز خبرنگار ثبت شد؛ یادکرد 17 مرداد به تصویب شورای فرهنگ عمومی رسید و از آن پس «روز خبرنگار» در تقویم کشور ثبت و گرامی داشته شد؛ قرار بود جان و حیثیت روزنامه نگاران و خبرنگاران شریف باشد و باارزش؛ اما چنین نشد.
از اردیبهشت 1379 و با توقیف فله ای مطبوعات در ایران، به دستور رهبر جمهوری اسلامی و با پیگیری قاضی مرتضوی، موج جدید سرکوب روزنامه نگاران و نشریات اصلاح طلب، آغاز شد. اتفاقی که قبل تر برای جامعه و توس رخ داده بود، یک باره دامن خرداد و نشاط و صبح امروز و ایران فردا و آریا و بسیاری روزنامه ها و نشریات مستقل و منتقد و اصلاخ طلب را گرفت.
سال‌ها گذشت، روند تهدید و سرکوب روزنامه نگاران ادامه یافت؛ تا نقطه عطف 22 خرداد 1388 فرا رسید. دور جدیدی از سرکوب روزنامه نگاران و خبرنگاران در پی کودتای انتخاباتی، دامن گیر کشور شد. یک روزنامه نگار (علیرضا افتخاری، همکار ابرار اقتصادی) در 25 خرداد هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. ده‌ها روزنامه نگار بازداشت شدند؛ جمعی از آنان به قید وثیقه و قرار به‌ظاهر آزاد شدند، و برخی همچنان در زندان های جمهوری اسلامی محبوس اند. آن گروه از روزنامه‌نگاران مستقل و منتقدی ‌ هم که ظاهرا دچار بازداشت نشدند، یا طعم احضار و تهدید را چشیدند و می چشند و یا زیر تیغ تهدید و سانسور و ناامنی شغلی زیستند و می زییند و در کنار این‌همه، شمار نه چندان اندکی، ساک سفر و مهاجرت بستند.

روزنامه نگاران همچنان در زندان
در روز خبرنگار نمی توان از کنار فهرست اسامی درخشان روزنامه نگارانی که هنوز در زندان های جمهوری اسلامی روزگار می گذارنند، بی یادکردی گذشت. مرور اجمالی اسامی و کارنامه ی آنان نشان می دهد که چه سرمایه اجتماعی مهم و باارزشی، قربانی سرکوب و خودکامگی و استبداد می شود. این گرامیداشت، بدون رعایت اولویت صورت می گیرد.

علیرضا رجایی؛ دانش آموخته ی دکترای علوم سیاسی، عضو شورای سردبیری و دبیر سرویس سیاسی روزنامه ها و نشریاتی چون ایران فردا، پیام هاجر، نامه، جامعه، توس، خرداد، نشاط، عصر آزادگان، ایران سیاسی، عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران است. رجایی از هفته ی نخست اردیبهشت 1390 در زندان است. افزون بر 15 ماهی که از حبس وی در سلول های انفرادی و جمعی اوین می گذرد، اگر «تغییر»ی رخ ندهد، او باید حدود 5 سال دیگر را در زندان سپری کند. رجایی ازجمله تحلیلگران و ناظران سیاسی شناخته شده است که طرف گفت‌وگوی رسانه های گوناگون بوده است.

عیسی سحرخیز؛ دانش آموخته ی اقتصاد و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران، مدیرکل مطبوعات داخلی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خاتمی بود و همکار زنده یاد احمد بورقانی. وی مدیرمسئول روزنامه اخبار اقتصادی و ماهنامه آفتاب بود که هر دو به تیغ توقیف، قربانی شدند. سحرخیز از تیرماه 1388 بازداشت شد و بعد از ماه ها حبس در انفرادی و گروهی بند امنیتی 209 و 240 اوین به بند 350 منتقل شد و بعدتر به زندان رجایی شهر، تبعید. بیماری و وضع جسمی بد وی، او را اینک در بیمارستان تحت نظارت قرار داده است. او نیز باید برای ماه هایی دیگر در حبس بماند. وی تاوان یادداشت ها و مصاحبه‌هایی را می‌دهد که پس از کودتای انتخاباتی جسورانه در نقد حاکمیت سیاسی و رهبر جمهوری اسلامی اظهار داشت.

احمد زیدآبادی؛ دانش آموخته دکترای علوم سیاسی، عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران. او از فردای کودتای انتخاباتی 1388 در اوین حبس شد و تحت بدترین برخوردها قرار گرفت. زیدآبادی ازجمله نویسندگان و تحلیلگران و اعضای سردبیری و سرویس سیاسی و بین الملل بسیاری از نشریات مستقل و روزنامه های اصلاح طلب (چون پیام هاجر، چشم انداز ایران، ایران فردا، نامه، همشهری، آزاد، شرق، کارگزاران، اعتمادملی، و شهروند امروز) بوده است. 6 سال زندان، 5 سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و رسانه ای و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، حکم زیدآبادی است.

بهمن احمدی امویی؛ روزنامه نگار اقتصادی نویس، عضو سرویس اقتصادی و دبیر سرویس اقتصادی و عضو شورای سردبیری روزنامه هایی چون جامعه، توس، خرداد، فتح، صبح امروز، نوروز، شرق، وقایع اتفاقیه، و سرمایه، ازجمله قربانیان سرکوب های پس از 22خرداد است. وی فشارهای سنگینی را در انفرادی های اوین متحمل شد. دو ماه پیش، از بند 350 اوین به رجایی شهر منتقل گردید. و بار دیگر با انفرادی مورد مجازات قرار گرفت. دادگاه انقلاب وی را به 5 سال حبس تعزيری محکوم کرده است. نقدهای اقتصادی وی، و مواضع کارشناسانه و شفاف وی خوشآیند اقتدارگرایان نبوده است.

مسعود باستانی؛ روزنامه نگار جوانی که سخت ترین فشارها و محدودیت ها را پس از کودتای انتخاباتی تاکنون متحمل شده؛ وی ازجمله معدود زندانیانی است که حتی برای یک روز هم به مرخصی نیامده است. وی سردبیری سایت جمهوریت و همکاری با نشریات و روزنامه هایی چون ندای اصلاحات، همبستگی، شرق، جمهوریت و کارگزاران را در کارنامه دارد. وی به 6 سال حبس محکوم شده است. باستانی همسر مهسا امرآبادی است. چند ماه پیش، امرآبادی همکار بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب نیز برای اجرای حکم زندانش به اوین فراخوانده شد. این دو، در ابتدای موج سرکوب ها، هفته ها انفرادی را نیز تحمل کردند.

سعید مدنی؛ دانش آموخته دکترای علوم اجتماعی، از نویسندگان و پایه گذاران و اعضای شورای تحریریه ایران فردا، سردبیر فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی و نیز تحلیلگران و ناظران سیاسی، از دی ماه گذشته در انفرادی ها و سلول های جمعی بند امنیتی 209 اوین در بازداشت است.

کیوان صمیمی؛ عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و مدیرمسئول نشریه نامه و از فعالان قدیمی مطبوعات ایران و عضو سردبیری نشریه دریچه گفتگو است. وی نیز ازجمله نخستین بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم است. مهندس صمیمی که ازجمله فعالان و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب است به 6 سال زندان محکوم شده است.

مهدی محمودیان؛ از فعالان حقوق بشر و روزنامه نگارانی که نامش با افشای فاجعه کهریزک پیوند خورد. وی از تابستان 1388 در زندان است و باید 5 سال حبس تعزیری را تحمل کند. محمودیان از ازجمله زندانیانی است که فشارهای غیرانسانی و خشونت های غریبی را در دوران حبس در انفرادی تحمل کرده، و اینک در رجایی شهر زندان در تبعید را سپری می کند. مادر مهدی محمودیان در گفتگویی به یک نمونه از فشارهای وارده بر وی اشاره کرده: «مهدی را به مدت هشت ساعت و صرفا با یک زیرپیراهنی در دمای بیش از ده درجه زیر صفر اوین در فضای باز نگه داشتند. نتیجه این عمل غیرانسانی این شد که وی به بیماری عفونت ریه، مشکلات شدید تنفسی و ناراحتی‌های کلیوی مبتلا شده...»

نازنین خسروانی؛ روزنامه نگار روزنامه های اصلاح طلب که پس از یک دوره بازداشت موقت در آبان 1388 و در بند امنیتی 209، مجددا برای اجرای حکم 6 سال زندان، روانه اوین شده است. او سابقه همکاری با روزنامه های نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب دارد. خسروانی با وجود فشار و تهدید و تطمیع، حاضر به نگارش عفونامه نشد و اوین را برگزید.
محمد داوری؛ سردبیر سحام‌نیوز ازجمله ثبت‌کنندگان شکنجه و تجاوز، و رسواگر ستمگری های کودتاچیان در کنار شیخ مهدی کروبی بوده است. وی از شهریور 1388 و پس از نامه مهدی کروبی به رئیس مجلس خبرگان در مورد شکنجه و آزار زندانیان سیاسی در شکنجه گاه کهریزک در بازداشت است و باید حکم ناروای 6 سال زندان را تحمل کند.

سیامک قادری؛ خبرنگار ایرنا و ولاگ نویسی که از مرداد 1389 بازداشت است و حکم ناروای چهار سال حبس را در پرونده دارد. او با وجود 18 سال سابقه کار در خبرگزاری جمهوری اسلامی، در پی کودتای انتخاباتی و بخاطر مطالبی که منتشر کرد، اخراج شد.

این فهرست، کامل نیست؛ شمار دیگری از فعالان سیاسی با سابقه فعالیت مطبوعاتی (مانند حشمت الله طبرزدی و علی ملیحی) در زندان های جمهوری اسلامی روزگار می گذارنند. و این، مستقل از چند ده روزنامه نگاری است که به قید وثیقه آزادند و جدای از چند ده روزنامه نگاری است که به دلیل فشارهای امنیتی و تهدیدهایی که متوجه آنها بوده یا فضای سرکوب و انسداد رسانه ای در داخل کشور، کوله بار مهاجرت بسته اند.
روز خبرنگار در حالی در ایران فرا رسیده که وضع مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی اسف‌بارتر از سال‌های پیش است. تیغ احضار و تهدید و بازداشت و سرکوب، حلقه ی سانسور و گرانی کاغذ و نداشتن آگهی را تکمیل می کند و وضع معیشتی روزنامه نگاران و خبرنگاران بیشتری را در معرض تهدید جدی قرار داده است. جز خبرنگاران گوش به فرمان حکومت و تحریف گر حقیقت و چشم بسته بر ستم و استبداد، وضع دیگر خبرنگاران و روزنامه نگاران ایران کم اسف‌بار نیست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر